صفحه اصلی

ایمیل ما

آرشیو مطالب

طراح

»» منوی اصلی
لينکهاي سريع
صفحه نخست
ايميل ما
آرشيو مطالب
طراح قالب
سایت ساز پلاکفا
آپلود سنتر پلاکفا
موضوعات

»» آرشیو ماهانه
1390

»» لينک دوستان


وبلاگ گلواژه
وبلاگ شاقول*
حزب الله
سرافرازان شهید*
خورشيد تابان
ماه غريبستان
طرح تمدن فردا
نسيان
اللهم عجل لوليك الفرج
نوجوانان بصير
فتح آفتاب
نفس آخر
كلام نور
انفجار
قلم تلخ
عاشورا
قطعه 26 (حسين قدياني)
خط سرخ
ولايت:انقلاب:مهدي
بچه هاي قلم
گروه جهادي تبليغي شهيد مدرس*
صالحات(ويژه)
بي پلاك
شلمچه قطعه اي از بهشت
مشكات
فارسي1
نبي
حسينيه جماران
پلاك 89
ستارگان خاكي
انا مجنون الابالفضل
همراه منتظر
مردان بي ادعا
أين طامس آثار الزيغ و الأهواء
فيه ما فيه
روشنگر كليپ
اس ام اس حزب الله
بيسيمچي آنلاين
پايگاه بسيج مالك اشتر قوچان
اسيري با كد007
حزب الله
فتنه نيوز
عمار ياسر
جان بر كفان ولايت
حجاب در عصر ما
پايگاه آي تي گل نرگس
انجام وظيفه
ولايت عشق
مقر ابا الفضل عباس (ع)
سربند هايي كه فراموش شده اند
سرباز ولايت
پيروان و رهروان شهدا
ياد آور شهدا
مبارز كليپ
قالب ها پلاكفا
سبكبالان ( تخصصي دفاع مقدس)
**همت و ديگر هيچ!!!**
كلبه عاشقان خدا
سردار عاشورايي خيبر
عاشقان امام زمان (عج)


»» لوگوی دوستان


»» آمار بازدید

آمار کاربران:
افراد آنلاين : 0 نفر
تعداد اعضا: 0 نفر
آخرين عضو:
به روز رساني: 1 بهمن 1390
آمار مطالب :
کل مطالب : 128
کل نظرات : 116
کل موضوعات : 17
آمار بازديد ها :
کل بازديد : 4141
بازديد امروز :26
بازديد ديروز : 21
بازديد ماه : 571
بازديد هفته : 118
بازديد سال : 571
بيشترين بازديد : 583

تبلیغات





»» طریق النور...

بسم الرب الشهدا و الصدیقین

این پست مربوط به طلب حلالیت و یه جور خداحافظی موقته.

الحمد لله شهدا دعوتم کردند و منت سرم گذاشتند تا منم بشم خادم زائرینشون.ان شاء الله یک ماه آشپزخانه پادگان حمیدیه

برام دعا کنید تا بتونم از مناطق هم استفاده کنم.

ان شاء الله خدا قسمت همتون کنه و همچنین شهادت را نصیب من و همه عاشقان شهادت

خدایا مولا و سرور شهدای عزیزمان ، حضرت امام خامنه ای را حفظ بفرما 

اللهم اید قائدنا الخامنه ای و احفظه و انصره و وفقه و ثبّته

 

ای که مرا خوانده ای           ///            راه نشان بده

 

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» عملکرد منافقانه نوری زاد

بولتن:تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی به اندازه ۲۰۰ سال تجربه تاریخی غنی است و اگر محققی بتواند با قدرت پژوهشی به بررسی ابعاد انقلاب اسلامی بپردازد، یقیناً به مخاطبان خویش، آموزه های بسیار ارزنده ای را اعطاء خواهد کرد! محمد نوری زاد که روزی در برنامه های جهاد سازندگی، روایت فتح و برنامه های مذهبی رمضان و تولیدات ارزشی صدا و سیما و رسانه های مکتوب، مانورهای اعتقادی و آرمانی متعددی را به نمایش می گذاشت، با انتشار نامه هایی نفاق آلود، عملاً تسلیم درونی خویش را در برابر دشمنان سیاه نما و بدخواه انقلاب اسلامی، زبونانه علنی کرد. از عکس های یادگاری اش با اعضای کهنه کار نهضت آزادی گرفته تا آخرین بدرقه ای که با حضور عناصر غیر خودی، ذهنیت دار و مسئله ساز در روزهای اخیر برای انتقال مجددش به زندان انجام گرفت، معلوم شد که نوری زاد از اول هم آدم آنها بود و در میان خودی ها نفوذ کرده بود و در این سالهای متمادی، در اندیشه و رویای آوینی شدن، افکار عمومی را بازی می داد.

 

بقیه در ادامه مطلب

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array

ادامه مطلب


»» خاطره اولين ديدار يار ...

سلام

ديروز 19 دي بود و سالروز قيام خونين مردم قم و هم چنين ديدار مردم قم با رهبر عزيزمان

ديروز بزرگترين اتفاق زندگيم روي داد و اون هم اين بود كه خدا منتي سر بنده گذاشت و من به ديدار يارم نائل گشتم.

جاي همتون خالي . خيلي باحال بود . براي اولين بار تونستم مولايم ، وصي امام عشق ، حضرت ماه ، امام خامنه اي رو ببينم.

البته قمي نيستم ولي اين افتخار نصيبم شد و تونستم با مردم پر شور قم باشم و بتونم مولام رو ببينم.

البته نكات جالبي هم داشت . هفت خوان رستم ؛ كه واقعا ارزشش رو داشت.صف هاي طولاني براي بازرسي ؛ ولي خيلي جالب بود اينكه در اون ازدحام جمعيت و صف هيچ كس ناراحت نبود . همه خوشحال، از پيرمرد تا بچه همه مي خنديدند و شوخي مي كردند ، سر به سر هم ميذاشتند و همه انتظار مي كشيدند تا سريعتر برن داخل و آقا رو ببينند.

و رفتيم داخل ؛انتظار طولاني براي ديدن يار . زماني كه آقا وارد شدند و بعد از شعار ها و ... اين قدر جمعيت زياد بود كه سه طبقه نشسته بوديم.يعني من روي زانوي يكي ديگه و يكي روي زانوي من ...

خيلي صحنه جالبي بود . خدا نصيب همه بكنه اين ديدار رو ، خدا حفظ كنه رهبر عزيزمون رو ؛ و :

از خدا خواهم به دعا صد هزار جان                 تا صد هزار بار بميرم براي تو

اللهم ايّد  قائدنا الخامنه اي و احفظه و وفّقه و ثبّته

 

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» خاطراتي از مرحوم حاجي بخشي

حاج ذبیح الله بخشی در روزهای پایانی عمر خود گفتگوی جالبی را با هفته نامه پنجره انجام داده است که متن کامل آن را در زیر می خوانید.


در ابتدای این گفتگو حاج بخشی خود به برخی از رفتارهای دانشجویان در تجمع مقابل سفارت انگلیس می پردازد و می گوید: "کاری که من می خواستم بکنم، شما(دانشجویان) نکردید.

شما چه‎کاری می‎خواستید بکنید؟


حزب‎اللهی‎‎ها خراب کردند! حزب‎اللهی‎‎ها مرده‎اند! کاری که من می‎خواستم بکنم نکردند. گِل درست می‎کردم می‎زدم در سفارتخانه، در سفارتخانه را گِل می‎گرفتم.

انگلیس «ام الفساد» است. انگلیس استالین را عقب زد؛ لنین را عقب زد؛ همه را انگلیس عقب زد شما سنتون به این‎جا‎ها که من دارم روایت می‎کنم، قد نمی‎دهد.

شما باید با سردار رادان هماهنگی می‎کردید. برنامه‎هاتان را به ایشان اعلام می‎کردید تا ایشان هم از رهبری کسب تکلیف کند. بعد با همکاری هم انقلاب سوم راه می‎انداختید. در سفارتخانه را گل می‎گرفتید.

شما چه سالی رفتید در سفارتخانه را گل بگیرید؟

همان سالی که سلمان رشدی آن غلط اضافه را کرد. بچه‎‎های حزب‎الله جلوی در سفارتخانه انگلیس جمع شدند. من هم گل و آجر بردم در سفارتخانه را گل بگیرم.

سردار ابوالفتحی گفت: حاجی چه‎کار می‎خواهید بکنید؟

گفتم: «با اجازت اومدم در این سفارتخانه را گل بگیرم.»

داد می‎زدم در این سفارتخانه را باید گل گرفت. این‎‎ها تا کی باید به جهان آقایی کنند؟!

سردار ابوالفتحی گفت: «داد نزن. ناراحت نشو! نه حاجی! برای نظام مسأله سیاسی می‎شود، برای نظام بد می‎شود، این کار را نکنید.»

گفتم: «خیلی خوب، جنابعالی رئیس پلیس هستید. چون شما به ما احترام گذاشتید، ما هم به شما احترام می‎گذاریم و این کار را نمی‎کنیم.»


<<<بقيه خاطرات در ادامه مطلب.>>>

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» 9 دی

سلام باز هم دیر آپدیت کردم ولی به هر حال:

دیروز 9 دی بود و حضور پر شکوه ملت مثل پارسال و سال 88 .

هر چند از روال برگزاری 9 دی بسیار ناراحتم.

چون ارزش 9 دی از 22 بهمن یا 13 آبان یا روز قدس کمتر نیست .ولی متاسفانه فقط در 9 دی ما تجمع داریم و مثل بقیه روزهای ذکر شده راهپیمایی نمی کنیم.

ولی باز هم ایول به ملت و باز هم مثل هر سال : جانم فدای رهبر

 

 

 

 

تا کور شود هر آن کس نتوان ديد ...

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» شهادت حضرت رقیه (س) تسلیت باد

سلام

شرمنده چند وقته نتونستم آپدیت کنم . درس ها نمی ذاره و متاسفانه این هفته هم بهترین رفیقم را از دست دادم . شادروان مهدی سلیمانی  که واقعا مرگش برام تلخ بود . یه آدم ورزشکار دارای مقام دوم کشوری در کاراته ، مربی ، فعال ، با حیا ، مدیر و ... که واقعا از دوریش حالم خرابه.خیلی اذیت شدم و اعصابم کاملا داغونه . امشب هم هفتمشه .

 

برای شادی روحش اگه تونستید یه فاتحه و صلوات بخونید.

بریم سر اصل مطلب : متاسفانه نتونستم واسه محرم هیچ مطلبی بذارم و واقعا دلم می سوزه به خاطر همین واسه  شهادت حضرت رقیه (س) گفتم یه مطلب بذارم و یه مداحی زمینه بسیار زیبا از حاج محمود کریمی واسه دانلود گذاشتم.

بعضی وقتا با خودم می گم اگه ما این مداح ها رو نداشتیم چکار می کردیم؟؟؟

مناجات های شور انگیز حاج منصور ارضی ، شعر های زیبا و سوزناک حاج محمود کریمی ، چهچهه های حاج حسین سیب سرخی ، شور های هلالی ، فراغنامه های علیمی از کربلا و ...

خدا همشون رو حفظ کنه

دانلود مستقیم خرابه چراغونه امشب - کریمی

اللهم عجل لولیک الفرج

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» شب جمعه...

 

پی نوشت:یکی از دوستان می گفت چرا قالب وبلاگت دو تا عکس امام خامنه ای داره؟ . گفتم : می خواستم عکس امام خمینی بزارم دیدم فرقی نمی کنه چون : خامنه ای خمینی دیگر است...

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» اولین طرح فتوشاپ

این اولین طرح فتوشاپی ام نیست ولی اولین طرحی است که در فضای مجازی قرار می دهم امیدوارم دوستان با نظرها شون منو یاری کنند. این طرح  برای اعیاد اسلامی برای هیئت دانش آموزی طلایه داران مهر کاشمر طراحی شده است.

 

برای مشاهده در سایز اصلی  این جا کلیک کنید.

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» عید سعید غدیر خم مبارک

دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد
در لحظه «مي» نظم دو تا شانه به هم خورد

دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل
پيمانه «مي» تا سر ميخانه به هم خورد

دستي به هوا رفت و به تاييد همان دست
دست همه قوم صميمانه به هم خورد

«لبيك علي »قطره باران به زمين ريخت
«لبيك علي» نور و تن دانه به هم خورد

يك روز گذشت و شب مستي به سر آمد
يعني سر سنگ و سر ديوانه به هم خورد

پس باده پريد از سر مستان و پس از آن
بادي نوزيد و در يك خانه به هم خورد

 

 

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» درد دل به مناسبت عرفه

خیلی دلم برای کربلا تنگ شده .الان هم که زمان حج واجبه بیشتر به این دو بیت شعر رسیدم که :

گرد حرم دویده ام

             صفا و مروه دیده ام

هیچ کجا برای من

کرب و بلا نمی شود...

 

ان شا ء الله دعا کنید خدا دوباره قسمتم کنه چون دلم اونجا جا مونده

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» شعر طنز حاج محمود

 

این سروده حاج محمود کریمی خطاب به برخی از مسئولین نگاشته شده است .


 

چند ماهی است در صدا سیما / آمده طنز پرطرفداری

 
 

در حقیقت سیاسی و کمدی  / گریه دار است و خنده بازاری

 

 

 
 

جای اسم و مقام و حرف رکیک / بین برنامه بوق باب شده

 
 

جای لفظ فلان فلان قدیم / بوق ممتد ولی حساب شده

 

 

 
 

اگر اهل سیاست و ذوقی / من هم امروز حرف ها دارم

 
 

و چه خوب است در سخن جای / بعضی الفاظ بوق بگذارم

 

 

 
 

آی آقای بوق خالی بند / بوق ها را نریختی به حساب

 
 

بوق سهم عدالتت پس کو / مسکن بوق بی حساب و کتاب

 

 

 
 

همه بی کار و داده ای به یکی / چند پست کلیدی اهدائی

 
 

بزن از حلق مردم مظلوم / بده بوقندیار بوقائی

 

 

 
 

مانده ام بوق از کجا آمد / روی فرمان چرخ تو جا شد

 
 

مثل دوران بوق در بر تو / بوق پیدا شد و "هویدا" شد

 

 

 
 

دوستم با تو گفت از در لطف / درد خود با خلوص درمان کن

 
 

بوق بیرون فتاده ات دیدند / زشتی بوق خویش پنهان کن

 

 

 
 

طفلکی حرف بد نگفته به تو  / اصلا این حرف را بزن تو به من

 
 

من اگر با تو حرف بوق زدم / بوق من را خودت بیا بشکن

 

 

 
 

یاد داری که بوق قبل از تو / بوق ها را شنید و کرد انکار

 
 

بس که هشدار را ندیده گرفت / منحرف شد ز راه و زد به چنار

 

 

 
 

شطّ رنج است ضربه ی حداد  / بعد هر ضربه کیش و مات حدید

 
 

مرد باید که حرف حق بزند / هرکه عاش سعید مات سعید

 

 

 

محمود کریمی

 

29 رمضان1432

8 شهریور 90

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» بی حرمتی به پرچم امام حسین (ع) در نزدیکی محرم

بسمه تعالی

در نزدیکی محرم ابا عبدالله الحسین(ع) آستانه مقدسه سید حمزه (ع) کاشمر هتک حرمتی عجیب به پرچم امام حسین (ع) کرده است.

 

bproludspyr4ntjamwje.jpg

در این اقدام پرچم های سیاه عزاداری را پاره کرده و با آنها نهال ها را به درخت های بزرگتر تکیه داده و محکم کرده اند.

این حرکت در یک مکان مذهبی و عمومی در کاشمر اتفاق افتاده نه در یک مکان پرت و دور افتاده!.

این عکس ها گوشه ای از این حرکت بی ادبانه است و حدود بیست درخت از درخت های باغمزار (آستانه) به این وضع هستند.

در ابتدا از شما به خاطر نشان دادن این تصاویر عذرخواهی میکنم.

وسیعلم الذین ظلمو ای منقلب ینقلبون... .

5lm2g14f7hkiybhdpt9k.jpg

 

hwuef2o15irjgu0621yu.jpg

oc0ws0c0q598dwtcogb.jpg

 

 

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» تسلیت آقای احمدی نژاد به منافق سعودی

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، سلطان بن عبدالعزيز آل سعود ، ولیعهد رژیم پادشاهی عربستان سعودی ٰ، در سن 86 سالگی مرد. او پانزدهمین فرزند بنیانگذار پادشاهی سعودی بود و از سال 1362 ، وزارت دفاع و هوانوردی عربستان را بر عهده داشت. وی پس از مرگ «ملک فهد» پادشاه پیشین عربستان ، با حفظ سمت ، به عنوان ولیعهد پادشاه فعلی عربستان معرفی شد و سرانجام در حسرت پادشاهی به اجدادش پیوست. رییس جمهور کشورمان ، در غم فقدان این شاهزاده ی «آل سعود» ، خطاب به پادشاه فعلی عربستان سعودی ، پیامی به این شرح صادر فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون

خادم الحرمين الشريفين
جناب آقاي عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود
پادشاه عربستان سعودي
السلام عليکم و رحمة الله و برکاته
خبر درگذشت مرحوم مغفور سلطان بن عبدالعزيز آل سعود، وليعهد، وزير دفاع، هوانوردي و بازرس كل پادشاهي عربستان سعودي موجب تأسف و تأثر گرديد.
ضمن ابراز تسليت به جناب عالي و همدردي با بازماندگان و ملت عربستان سعودي، از خداوند متعال، غفران و رحمت الهي براي آن فقيد سعيد، صبر و شكيبايي جناب عالي و بازماندگان و سربلندي و بهروزي دولت و ملت عربستان سعودي را مسألت دارم.
محمود احمدي نژاد
رييس جمهوري اسلامي ايران


در راستای تنویر افکار عمومی نسبت به خدمات آن فقید سعید به اسلام و مسلمین و خصوصا ملت ایران اسلامی ،  یکی از آثار هنری آن مرحوم مغفور ، به ملت عزیز ایران تقدیم می گردد. این اثر هنری در 9 مرداد ماه سال 1366 هجری و زمانی که سلطان بن عبدالعزيز ٰ وزیر دفاع عربستان و فرمانده نیروهای مسلح عربستان بودند خلق گردید. در این روز ، 400 حاجی ایرانی در حرم امن الهی ، با گلوله نیروهای مسلح عربستان سعودی به شهادت رسیدند. جرم این حاجیان ، سردادن شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی در خیابان های مکه مکرمه بود.
تصویر زیر ٰ تنها برشی کوچک از هنرنمایی «آل سعود» و وزیر دفاع مغفور سعودی در تابستان سال 1366 است. در این تصویر ، پیکر پاک گروهی از شهدای روز جمعه سیاه مکه دیده می شوند که توسط حجاج ایرانی جمع آوری و به بعثه امام خمینی تحویل داده شده اند. این عکس توسط هنرمند عزیز ، علی فریدونی در تاریخ ثبت شده است تا سندی باشد بر خدمات آل سعود به حرمین شریفین.
تنها ربع قرن از خلق آن اثر هنری هولناک گذشته است.
حال ، شما بفرمایید :
شادی روح آن مرحوم مغفور و فقید سعید ...

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» به مناسبت سالگرد شهدای وحدت

 

اللهم عجل لولیک الفرج

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» خاطرات طنز جبهه

 

تو حوری هستی؟

فکر کردم که شهید شدم و الان توی بهشتم. اما هنوز حالم جا نیامده که بروم میوه بخورم و زیر درخت ها گشتی بزنم. پرستار یک دفعه وارد شد. من هم که فکر می کردم در بهشت هستم. گفتم: تو حوری هستی؟ پرستار که فکر کرده بود خیلی زیباست . گفت: بله من حوری هستم. من هم گفتم: اگر تو حوری هستی پس چرا این قدر زشتی؟ پرستار عصبانی شد و آمپول را محکم در دستم فرو کرد.

 

کمپوت

داشتم تو جبهه مصاحبه می گرفتم کنارم ایستاده بود که یه  هو یه خمپاره اومد و بومممممم..... نگاه کردم دیدم ترکش بهش خورده و افتاده زمین دوربینو برداشتم رفتم سراغش .بهش گفتم تو این لحاظات آخر زندگی اگه حرفی صحبتی داری بگو...

در حالی که داشت اشهد و شهادتینش رو زیر لب زمزمه می کرد گفت :من از امت شهید پرور ایران یه خواهش دارم .اونم اینکه وقتی کمپوت می فرستید جبهه خواهشا پوستشو اون کاغذ روشو نکَنید

بهش گفتم : بابا این چه جمله ایه قراره از تلویزون پخش شه ها یه جمله بهتر بگو برادر...

با همون لهجه اصفهونیش گفت: اخوی آخه نمی دونی تا حالا سه دفعه به من رب گوجه افتاده.

 

پلنگ صورتی

شب عملیات بود .حاج اسماعیل حق گو به علی مسگری گفت:ببین تیربارچی چه ذکری میگه که اینطور استوار جلوی تیرو ترکش ایستاده و اصلا ترسی به دلش راه نمیده .

نزدیک تیر باچی شد و دید داره با خودش زمزمه میکنه :دِرِن ، دِرِن ، دِرِن ،...(آهنگ پلنگ صورتی!)

معلوم بود این آدم قبلا ذکرشو گفته که در مقابل دشمن این گونه ،شادمانه مرگ رو به بازی گرفته.

 

عباس

وقتی اسیر شدیم از همه رسانه ها آمده بودند برای مصاحبه و در واقع مانور قدرت و استفاده تبلیغاتی روی اسرای عملیات بود. نوبت یکی از بچه های زرنگ گردان شد. با آب و تاب تمام و قدری ملاطفت تصنعی شروع کردند به سوال کردن.

یکی از مأموران پرسید:

- پسر جان اسمت چیه؟

- عباس.

- اهل کجا هستی؟

- بندرعباس.

- اسم پدرت چیه؟

- به او می گویند حاج عباس!

گویی که طرف بویی از قضیه برده بود پرسید:

- کجا اسیر شدی؟

- دشت عباس!

افسر عراقی که اطمینان پیدا کرده بود طرف دستش انداخته و نمی خواهد حرف بزند به ساق پای او زد و گفت:

- دروغ میگی!

و او که خودش را به موش مردگی زده بود با تظاهر به گریه کردن گفت:

- نه به حضرت عباس!

 

برگرفته از وبلاگ عملیات سایبری کربلای پنج

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» دل نوشته

این عشق بازی این جانباز با آقا واقعا اشکمو رو جاری کرد.

 

خوش به سعادتش که هم سابقه جانبازی داره هم تونسته آقامونو ببینه

 

ای کاش من هم بتونم آقا رو ببینیم

 

به یک دیدار از راه دور هم راضیم.

 

چون من که لیاقت این جانباز عزیز رو ندارم و هنوز کاری برای انقلاب و رهبرم نکردم.

 

هر چند به رحمت خدا هم امید دارم

 

اللهم ارزقنا توفیق الشهادت فی سبیلک

http://www.mobarezclip.ir/clip/7.90/104.jpg

 

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» جنگ یا دفاع؟؟؟

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک

 

 

 

 

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» شهادت و عشق

شهادت سنگ را بوسیدنی کرد؛


شهادت خاک ها را دیدنی کرد؛


در آنجایی که عقل و علم ماندند؛


شهادت عشق را فهمیدنی کرد

 

 

 

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


»» و کاوه هنوز زنده است...

تولد و كودكي

سال ‌١٣٤٠ هجري شمسي در مشهد مقدس متولد شد. پدرش كه از كسبه متعهد به شمار مي‌آمد، در دوران ستمشاهي و اختناق، با علما و روحانيون مبارز، از جمله حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي، شهيد هاشمي‌نژاد و شهيد كامياب ارتباط داشت. وي كه براي تربيت فرزندش اهميت زيادي قائل بود، محمود را همراه خود به مجالس و محافل مذهبي و نماز جماعت مي‌برد و از اين راه فرزندش را با مكتب اهل بيت (ع) و تعاليم انسان‌ساز اسلام آشنا مي‌كرد.



كاوه دوران تحصيلات ابتدايي خود را در چنين شرايطي سپري كرد. از آنجا كه خواست پدرش به هنگام تولد محمود، اين بود كه وي را در سلك صالحان و پيروان واقعي مكتب اسلام قرار دهد، با علاقه قلبي و مشورت پدر وارد حوزه علميه شد و همزمان، تحصيلات دوران راهنمايي و دبيرستان را نيز ادامه داد.

با شروع جريانات انقلاب، او كه جواني بانشاط، فعال و مذهبي بود با شركت در محافل مساجد جوادالائمه(ع) و امام حسن مجتبي(ع) كه در آن زمان از مراكز تجمع نيروهاي مبارز بود، از هدايتها و تعاليم حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بهره‌هاي فراواني برد و ره‌توشه‌هاي همين تعاليم را با خود به محيط دبيرستان و ميان دانش‌آموزان منتقل كرد. او در دبيرستان به عنوان محور مبارزه شناخته مي‌شد. با علاقه وافر، به پخش اعلاميه‌هاي حضرت امام خميني(ره) مي‌پرداخت و فعالانه در راهپيمايي‌ها و درگيري‌هاي زمان انقلاب شركت داشت.



فعاليت‌هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي

با پيروزي انقلاب اسلامي، كاوه جزو اولين عناصر مؤمن و متعهدي بود كه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در شهر مقدس مشهد پيوست و پس از گذراندن يك دوره آموزش شش ماهه چريكي، به آموزش نظامي برادران سپاه و بسيج پرداخت. پس از آن براي حفاظت از بيت شريف حضرت امام خميني(ره) در يك ماموريت شش ماهه به تهران عزيمت كرد و با شروع جنگ تحميلي، به همراه تعدادي از نيروهاي خراسان به جبهه‌هاي جنوب اعزام شد. مدتي بعد به علت نياز شديدي كه پادگان به مربي داشت او را براي آماده‌سازي و آموزش نيروها به مشهد فراخواندند.

كاوه در كردستان

علي‌رغم اينكه براي آموزش نيروها اهميت بالايي قائل بود و مسوول مستقيم او زياد تمايل نداشت وي را (كه از مربيان دلسوز و قوي محسوب مي‌شد) به جبهه اعزام كند، اما روح پرتلاطم او به دنبال فرصتي بود تا رودرروي دشمن قرار گيرد و در صحنه‌هاي كارزار انقلاب و ارزش‌هاي آن عملاً دفاع كند. بنابراين در اولين فرصت با جلب رضايت فرمانده پادگان به ديار كردستان (كه در آن زمان توسط گروهك‌ها و عناصر ضدانقلاب دچار مشكلات و آشوب شده بود)، عزيمت كرد.



او كه به همراه تعدادي از برادران پاسدار جهت آزادسازي شهر بوكان وارد كردستان شده بود، به دليل لياقت‌ها و مهارت‌هايي كه داشت، در همان ابتدا به عنوان فرمانده يك گروه دوازده نفره انتخاب شد.

كاوه در اين منطقه براي مبارزه با ضدانقلاب – كه از حمايت‌هاي خارجي برخوردار بود و با جناياتي هولناك، توطئه شوم جدايي ان نقطه از ميهن اسلامي را در ذهن مي‌پروراند – شب و روز نداشت و به دليل تلاش بسيار زياد، جديت و پشتكار، شجاعت و روحيه شجاعت‌طلبي كه داشت، در مدت كوتاهي به سمت فرماندهي عمليات سپاه سقز منصوب شد و در اين زمان با ناباوري همگان همراه تعداد كمي نيرو، عمليات آزادسازي منطقه مرزي بسطام را با شهامت غيرقابل وصفي طرح‌ريزي و‌٤٥ كيلومتر جاده مرزي را طي يك مرحله و در عرض ‌٢٤ ساعت در قلب منطقه تحت نفوذ ضدانقلاب آزاد كرد.

ضدانقلاب كه با برخورداري از سلاح و امكانات و نيروي رزمي فراوان،عرصه را براي نيروهاي نظامي و انتظامي تنگ كرده بود و جنايات فجيعي مرتكب مي‌شد، با ورود جوانان دلير و متعهدي چون كاوه به صحنه عمليات،به اين نتيجه رسيد كه ماندن در كردستان برايش سنگين تمام خواهد شد.

كاوه و همرزمانش با عمليات پي در پي، مزدوران استكبار را در منطقه منفعل و مستأصل كرده بودند تا جايي كه ضدانقلاب در اوج استيصال و درماندگي براي زنده يا مرده او جايزه تعيين كرده بود.



نقش كاوه در تيپ ويژه شهدا

به دنبال عمليات سرنوشت‌ساز نيروهاي سپاهي در محورهاي مختلف كردستان و همزمان با تشكيل تيپ ويژه شهدا (كه فرماندهي آن بر عهده شهيد ناصر كاظمي بود) كاوه به عنوان فرمانده عمليات اين تيپ انتخاب شد. پس از مدت كوتاهي از فعاليت او در اين مسووليت (كه با آزادسازي بسياري از مناطق همراه بود) آوازه تيپ ويژه شهدا، آنچنان ضدانقلاب‌ها را متحير ساخت كه به كلي روحيه خود را از دست دادند و در مقابل هر يوريش رزمندگان اسلام، فرار را بر قرار ترجيح مي‌دادند و مي‌دانستند كه مقاومت در مقابل اين يگان جز خسارت و نابودي ثمري نخواهد داشت.

آزادسازي سد بوكان و جاده ‌٤٧ كيلومتري آن، آزادسازي جاده صائين‌دژ به تكاب، پاكسازي منطقه كيلر و اشتوزنگ ،آزادسازي محور استراتژيك پيرانشهر به سردشت كه به عنوان مركزيت و نقطه ثقل ضدانقلاب به شمار مي‌آمد و منجر به انهدام مركز راديوئي آنها و فتح ارتفاعات مهم مرزي منطقه «آلواتان» و آزادسازي زندان دوله‌تو و هلاكت بيش از ‌٧٥٠ نفر از ضدانقلاب شد،از جمله نبردهاي تهاجمي بود كه توسط شهيد كاوه و همرزمانش در تيپ ويژه شهدا طرح‌ريزي و به اجرا گذاشته شد. تعداد عملياتي كه بوسيله كاوه عليه ضدانقلاب فرماندهي شد آن قدر زياد است كه ذكر نام تمامي آنها در اين مختصر ميسر نيست.

او كه پس از شهادت سرداران رشيد اسلام، شهيد ناصر كاظمي ، شهيد محسن گنجي زاده وشهيد محمد بروجردي در خرداد‌١٣٦٢ رسما به فرماندهي تيپ منصوب شده بود، با تلاش همه جانبه براي آموزش،سازماندهي و آماده‌سازي نيروها از هيچ كوششي دريغ نمي‌ورزيد.



بنا به صلاحديد فرماندهي سپاه در تاريخ ‌٢٩/٤/٦٢ تيپ ويژه شهدا مأموريت يافت تا در عمليات برون‌مرزي والفجر ‌٢ كه در منطقه حاج عمران انجام مي‌گرفت، شركت كند. در اين عمليات، كاوه با هدايت قوي رزمندگان، اهداف از پيش تعيين شده تيپ از جمله ارتفاعات ‌٢٥١٩ را با موفقيت به تصرف درآورد.

همزمان با عمليات والفجر ‌٤ ماموريت پاكسازي محور سردشت از لوث وجود ضدانقلاب (دموكرات‌ها و منافقين) به اين تيپ واگذار شد. رزمندگان غيور و سلحشور نيز ضمن تسلط به ارتفاعات مرزي كوه سير، قوري، تالشو روستاي اسلام‌آباد، مركز راديويي منافقين و مقر دموكرات‌ها را تصرف كردند.

تيپ ويژه شهدا سال ‌٦٣ در عمليات بدر همراه با ساير يگانهاي سپاه، با دشمن تا دندان مسلح جنگيد و در تاريخ ‌٢٣/٤/٦٤ در عمليات قادر (همراه با يگانهايي از ارتش جمهوري اسلامي) در جبهه شمالي سيدكان عراق باعث بر هم زدن آرايش نظامي دشمن شد. همچنين در عمليات پشتيباني والفجر ‌٩ كه در منطقه چوارته عراق انجام گرفت، در انهدام قواي دشمن و تصرف بخشي از خاك آنان نقش مؤثر داشت كه هر كدام نشاني از دلاوري‌ها و حماسه‌آفريني كاوه و يارانش را در خود ثبت كرده است.

ويژگيهاي اخلاقي

صفات ارزنده و ويژگي‌هاي ايماني محمود كاوه باعث شد كه خود را وقف انقلاب كند و با اهميتي كه كردستان براي وي داشت خود را فرزند كردستان معرفي مي‌كرد. روحيه والا و انسان‌دوستي او به قدري در اطرافيان اثر مي‌گذاشت كه با وجود تبليغات سوء دشمنان و ايجاد جو مسموم عليه آن، كاوه و يگان تحت امرش، هنگامي كه به درجه رفيع شهادت نائل شد،مردم مهاباد با پاي برهنه زير پيكر پاك و مطهر سردار بزرگ خود بر سر و سينه مي‌زدند و اشك مي‌ريختند و ضدانقلاب را نفرين مي‌كردند.

او با الهام از سخن خداوند كه در وصف مومنان بيان شده است: «اَشِدّاءُ عَلَي الكُفّار رُحَماء بَينَهم»، در قلب مردم و نيروها جاي گرفته بود و هيچ انگيزه‌اي جز خدمت به انقلاب و احياي ارزشهاي الهي نداشت.


كاوه در عين حال كه تمام اوقاتش را براي مبارزه به كار مي‌بست، از پرداختن به تكاليف ديني و انجام مستحبات نيز غافل نبود. او از مروجين قرآن كريم بود و با عشق خالصانه به اسلام و مكتب، آيات جهاد را تلاوت مي‌كرد و در صحنه جنگ و مقاتله با دشمنان، آن را در عمل تفسير مي‌كرد.

روحيه اطاعت‌پذيري و ولايتي، هوش سرشار و چابكي در عمليات، مسلح بودن به سلاح تقوا و اخلاق حسنه، شجاعت و بي‌باكي، ساده زيستي و صميميت با نيروها از جمله ويژگي‌هاي شخصيتي محمود كاوه است.

با وجودي كه در مقابل ضدانقلاب سازش‌ناپذير، جسور و با شهامت بود، اما در داخل تيپ با نيروهاي تحت امر خود برخوردي بسيار متواضعانه و باصفا و صميمي داشت و همين تواضع او سبب شده بود كه محبوبيت خاصي در بين نيروها داشته باشد. كاوه در قلب نيروهاي بسيجي و سپاهي جاي داشت. او مصداق بارز تلفيق محبت و قاطعيت در امر فرماندهي نظامي بود.

روزي يكي از نزديكان وي به منطقه آمده بود. يكي از برادران تقاضا كرد كه كار مناسبي به او محول كند، كاوه پاسخ داد: همه بسيجي‌ها فاميل من هستند.

در بعد آمادگي جسماني، هيچ‌گاه از ورزش غافل نبود و با تشويق نيروها و حضور در مسابقات ورزشي، آمادگي رزمي نيروها را بالا مي‌برد. همواره براي تشويق بچه‌ها مي‌گفت: موفقيت من در كوههاي بلند كردستان مديون ورزش است. او چريكي زبده بود كه در عمل و جنگ چريك شده بود نه با درسهاي تئوري.

كاوه هميشه راهگشاي عمليات بود، هرجا كه كار گره مي‌خورد او رهگشا بود و هر كجا كه از عزم و اراده رزمندگان كاسته مي‌شد، اراده پولادين او به همه آن عزيزان، روحيه‌اي تازه مي‌بخشيد. او براي اينكه بتواند عمليات را بهتر هدايت كند با سلاح پيشاپيش رزمندگان حركت مي‌كرد.

با اينكه بارها در صحنه‌هاي عملياتي مجروح شده بود، ولي هميشه قبل از بهبودي، به منطقه باز مي‌گشت و در برخي از مواقع نيز نيروها او را با سر و بدن باندپيچي شده مي‌ديدند كه در ميانشان حاضر مي‌شد و آماده پذيرش ماموريت و اجراي عمليات بود.



سرتيپ شهيد حسن آبشناسان– فرمانده لشكر ‌٢٣ نوهد – مي‌گويد: اگر در دنيا يك چريك پاكباخته و دل باخته به اسلام و حضرت امام(ره) وجود داشته باشد، محمود كاوه است و هر رزمنده‌اي كه بخواهد خوب پخته و آبديده شود بايد با تيپ ويژه شهدا پيش برود.

او داراي فضايل روحي و اخلاقي ويژه‌اي بود و انجام كار خالصانه و بي‌ريا را سرلوحه زندگي خود قرار داده بود. عموماً كم سخن مي‌گفت و بيشتر عمل مي‌كرد و همواره سعي مي‌كرد وحدت ارتش و سپاه حفظ شود و ارتشيان نيز او را از خود مي‌دانستند.

نحوه شهادت

دهم شهريور ماه ‌١٣٦٥، روزي است كه روح اين سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقيه‌الله الاعظم(عج) در عمليات كربلاي ‌٢ بر بلنداي قله ‌٢٥١٩ حاج عمران به پرواز درآمد، دل صخره و كوه، ياد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت كرد. آن روز، كاوه مزد جهاد را كه شهات بود، دريافت كرد و به بارگاه عزالهي فراخوانده شد.

ويژگي‌هاي درخشنده او در تمام مدت خدمتش و در تصدي مسئوليت‌هاي مختلف درسي است بس بزرگ براي همه سربازان اسلام و پاسداران انقلاب اسلامي، تا با به كارگيري آنها و آراسته شدن به آن سجاياي اخلاقي، نمونه‌هايي از لشكريان مخلص حضرت بقيةالله العظم(عج) باشند و خود را براي دفاع از حريم اسلام و ارزشهاي متعالي آن، همواره مهيا و آماده سازند.

حركت فرمانده تيپ ‌١٥٥ شهدا به سوي شهادت

طاقت و شدت دشواري كه نيروهاي عمل كننده خواه ناخواه با آن مواجه بودند و سبب شده بود پيروزي را نيز دور از دسترس ببينند، تيپ ويژه ‌١٥٥ شهدا، به خصوص فرمانده آن ، مؤمنانه و شجاعانه در عرصه درگيري وارد شدند. شهيد اميري مقدم، راوي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ در اين تيپ، در گزارش خودش از عمليات كربلاي ‌٢، درباره حركت نيروها براي ادامه عمليات و سرانجام آن، چنين روايت كرده است: «تغييرات انجام شده در طرح مانور و عدم موفقيت كامل تيپ ويژه ‌١٥٥ شهدا در عمليات شب گذشته، موجب ترديد در مسئولان، خصوصاً فرماندهان اين تيپ شده بود. اين ترديد اگرچه در خود فرمانده تيپ (برادر محمود كاوه) نيز وجود داشت ولي وي با توجه به حساسيت زمان و مصلحت كل عمليات، اين ترديد را بروز نمي‌داد و به همين دليل تصميم گرفت براي زدودن ترديدها و تقويت روحيه عملياتي در افراد تيپ،به همراه نيروهاي عمل كننده در منطقه درگيري حاضر شود. وقتي كه مسوولان تيپ از اين تصميم آگاه شدند درصدد برآمدند كه وي را از اين عمل باز دارند. فرمانده يكي از گردان‌ها (برادر صلاحي) براي منصرف كردن وي مي‌گويد: «شما اين كار را نكنيد، آتش دشمن زياد است، مسير، بدمسيري است، خداي نكرده طوري مي‌شود. «فرماندهي در جواب مي‌گويد: «خب، اگر اين طور است، ما هم شهيد مي‌شويم. اگر كار مثل شب گذشته بشود، ما هم حاضريم امشب شهيد شويم.» به همان اندازه كه خود وي در رفتن به خط درگيري مصمم بود، ساير مسوولان تيپ مخالف بودند.


راوي تيپ ويژه‌١٥٥شهدا مي‌گويد: «به هنگام اعزام گردان‌ها براي انجام ماموريت،ابتدا گردان امام حسين (ع)، سپس گردان امام سجاد (ع) در حالي كه فرماندهي تيپ ( محمود كاوه ) پيشاپيش آنها قرار داشت، حركت خود را براي تصرف ارتفاع ‌٢٥١٩ آغازكردند. طبق طرح مانور قرار بود گردان امام حسين (ع) پايگاه‌هاي ‌١ و‌٢ و گردان امام سجاد (ع) پايگاه‌هاي ‌٣و‌٤ را تصرف كنند. حساسيت دشمن نيز نسبت به شب اول كمتر شده بود و احتمال جدي نمي‌داد در اين محور مجددا عمليات شود، از اين رو اجراي آتش و پرتاب منور آنها نيز اندكي كاهش يافته بود.

به هر ترتيب حدود ساعت يك بامداد كه نيروهاي پياده پس از پيمودن مسافت فاصله خط خودي تا دشمن به زير اهداف مورد نظر رسيدند تا با هماهنگي آتش خودي درگيري را شروع كنند در همين حين گلوله خمپاره كنار برادر كاوه به زمين اصابت كرد و او در جا شهيد شد.»

راوي‌ قرارگاه‌ حمزه‌ ـ(‌ع) (اسدالله‌ احمدي‌) به ‌ نقل‌ از فرمانده‌ لشكر ‌٥ نصر (محمدباقر قاليباف‌) نوشته ‌است‌: «در مراسم‌ تشييع‌ جنازه‌ شهيد محمود كاوه‌، پدر وي‌ درخواست‌ حجت‌الاسلام‌ طبسي‌ توليت‌ آستان‌ قدس‌رضوي‌ را مبني ‌بر اين ‌ كه‌ پيكر شهيد محمود كاوه‌ در حرم‌ مطهر حضرت‌ رضا(ع‌) و يا در يكي‌ از حجره‌هاي ‌ مخصوص‌ حرم‌ دفن‌ شود نپذيرفت‌ و گفت‌:«پسرم ‌ از ابتدا با بسيجي‌ها بوده‌ و بهتر است‌ در كنار آنها دفن‌ شود.»

 گوشه‌اي از وصيتنامه شهید

دشمن بايد بداند و اين تجربه را كسب كرده باشد كه هر توطئه‌اي را كه عليه انقلاب طرح‌ريزي كند، امت بيدار و آگاه با پيروي از رهبر عزيز، آن را خنثي خواهد كرد. آينده جنگ هم كاملاً روشن است كه پيروزي نصيب رزمندگان اسلام خواهد شد و هيچگاه ما نخواهيم گذاشت كه خون شهيدانمان هدر رود.

 
 
برگرفته از وبلاگ سرداران دفاع مقدس

:: نوشته شده توسط در حسرت شهادت در و ساعت Array


پر بازدید ترین ها


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد

»» درباره




\"اي شقايق هاي آتش گرفته\" دل خونين ما شقايقي است ، كه داغ شهادت شما را برخود دارد.آيا آن روز نيز خواهد رسيد كه بلبلي ديگر در وصف ما سرود شهادت بسرايد ؟؟؟ ********************************** هميشه در سنگر مبارزه باقي باش. تنها آنان مرد راهند كه اگر همه رفتند آنها بمانند. *********************************** چه زيبا گفت شهيد سيد مرتضي آويني:هركس مي خواهد ما را بشناسد ، داستان كربلا را بخواند... ***
shahidmalkomx@yahoo.com


»» عضویت | ورود اعضا



لوگوی ما

شقايق هاي آتش گرفته


»» جستجو



»» آخرین مطالب ارسالی
::.طریق النور...
::.عملکرد منافقانه نوری زاد
::.خاطره اولين ديدار يار ...
::.خاطراتي از مرحوم حاجي بخشي
::.9 دی
::.شهادت حضرت رقیه (س) تسلیت باد
::.شب جمعه...
::.اولین طرح فتوشاپ
::.عید سعید غدیر خم مبارک
::.درد دل به مناسبت عرفه
::.شعر طنز حاج محمود
::.بی حرمتی به پرچم امام حسین (ع) در نزدیکی محرم
::.تسلیت آقای احمدی نژاد به منافق سعودی
::.به مناسبت سالگرد شهدای وحدت
::.خاطرات طنز جبهه
::.دل نوشته
::.جنگ یا دفاع؟؟؟
::.اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک
::.شهادت و عشق
::. و کاوه هنوز زنده است...


صفحه اصلي | پست الکترونيک | اضافه به علاقه مندي ها | ذخیره صفحه |

Powered By Pelakfa.Com Copyright © 2011 by labbaik
Design By : wWw.pelakfa.com